فصل سي و دوم
عصر ابوالوفا
(نيمهٴ دوم سدهٴ دهم)
الف. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ دهم. ب. زمينهٴ ديني. ج. زمينهٴ فرهنگي، حكماي بيزانسي، لاتيني، اسلامي، يهودي، و چيني. د. رياضيات و نجوم اسلامي، لاتيني، چيني، و ژاپني. ه. كيمياگري و فنآوري لاتيني و اسلامي. و.تاريخ طبيعي بيزانسي، اسلامي، و چيني. ز. جغرافياي اسلامي، يهودي، اسكانديناوي، و چيني. ح. طب اسلامي، ايراني، يهودي، بيزانسي و ژاپني. ط. تاريخنويسي لاتيني، بيزانسي، يهودي، اسلامي و چيني. ي. زبانشناسي عربي، سرياني، يهودي، بيزانسي، لاتيني، انگليسي، چيني و ژاپني.
الف. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ دهم
1. عصري كه اخيراً به تجزيه و تحليل آن پرداختيم و سپس كوشيديم آن را جمعبندي كنيم، در مجموع يك دورهٴ سكون نسبي بود. سيرقهقرايي وجود نداشت، ولي پيشرفت بشريت، كه در سدهٴ نهم در سايهٴ نيروي جواني اسلام آن چنان سرعت عظيمي داشت، در آن زمان بهطور بارزي كند شد. اين اول بار نيست كه ما شاهد درنگ ناگهاني فعاليت بشري ميشويم؛ برعكس، پيش از اين امكان آن را داشتهايم كه بارها شاهد چنين وقفهاي باشيم، از جمله در نيمهٴ اول سدهٴ دوم ق م، نيمهٴ دوم سدهٴ دوم، نيمهٴ دوم سدهٴ پنجم، نيمهٴ دوم سدهٴ ششم، نيمهٴ دوم سدهٴ هفتم، نيمهٴ اول سدهٴ هشتم. ولي در هر مورد چنين درنگي شتابي در پي داشته است.
به عبارت ديگر، هنگامي كه فعاليت خلاقهٴ نوع بشر را در مجموع مطالعه ميكنيم، درمييابيم رفتار بشريت خيلي شبيه يك فرد است، كه دورهٴ موفقيتهاي خارقالعادهاش معمولاً ركودهايي را در پي دارد، و دورههاي استراحت و فترتش، كوششهايي تازه را. تعالي فكري بشريت را نميتوان با يك منحني اكيداً صعودي نشان داد بلكه بيشتر به منحني موّاجي ميماند كه كلّ آن پيوسته به طرف بالا اوج ميگيرد. ولي وقتي درنظر بگيريم كه اين بار را بهطور متناوب نسلهاي تازه بر دوش ميگيرند، چگونه ميتوانيم از خستگي بشريت سخن بگوييم؟